رها

Wednesday, April 12, 2006

سهم شاعران و نويسندگان از زندگي

قبل از عيد بود. پيش يكي از دوستانی که تازه کار و کاسبی‌اش را راه انداخته بود، رفتم. از هر دری سخنی گفتیم. سراغ بعضي از دوستاني را که مدتها بود خبري ازشان نداشتم را گرفتم. او هم از آنهايي كه خبر داشت برايم گفت. موضوع صحبت از دوستی که از همسرش جدا شده بود، به میان آمد. برگشت به من گفت: «فلاني چرا همه اين شعرا و نويسندگان اينطوري هستند. يكي هم تويشان پيدا نمي شود كه زندگي رویايي داشته باشد. توي زندگي اکثرشان جدايي است». بهش گفتم: «چون اونها متفاوت تر از من و تو هستند. اونها براي دلشان مي نويسند و فراتر از من تو فكر مي‌كنند. آنها با سختي زندگي مي‌كنند و در فقر مي‌ميرند ولي ماندگار مي‌شوند ولي من و تو همين كه مرديم ديگر هيچ اثري از ما نمي‌ماند.»
گفتم: «صادق هدايت، زماني مي‌توانست مثل ديگران توي ناز و نعمت زندگي کند ولي همه را گذاشت و شروع كرد به نوشتن. در اين كشور براي نوشتن و توليد فكر كه به كسي پولی نمي‌دهند، ولی در عوض اگر دلال باشي، اگر بساز و بفروش باشي، اگر دنبال مفت‌خوري باشي سفره نعمت بر رويت باز ميشه.». گفتم: همين الان چقدر آدمها از همين نوشته‌هاي هدايت پول‌دار شده‌اند ولي خالق همين آثار در فقر و فلاكت ناچار بود كتابهايي را كه از جانش بيشتر دوست داشت بفروشد تا بتواند دفتر و مدادي بخرد تا بنويسد و شايد هم برای گذران زندگی‌اش. وقتي به غربت رفت تا زبان پهلوي ياد بگيره روزگار خیلی سختی را تحمل کرد ولي وقتي پسر فلان مقام مملكتي يا فلان بازاري براي عشرت و خوشگذاراني مي رفت پول بود كه برايش روانه ميشد
************
يادمه كه حدود 10 و 12 سال پيش توي دفتر مجله‌اي كار مي‌كردم. يكي از شاعران مطرح زمان ما اومده بود توي دفتر مجله و مي‌گفت كه صاحبخانه اسباب و اثاثيه‌اش را ريخته بيرون. در همان شرايط بازهم غم و غصه مردم را مي‌خورد. تو مي‌داني چرا مردم شعرهاي شاملو را زمزمه مي‌كنند. چرا هنوز آثار هدايت مي‌خوانند؟ حالا اگر كسي بخواهد با اينها زندگي كند بايد بتونه روحيات و دنیای درون آنها را درك كند. يک نويسنده يا شاعر به يك اتفاق ساده چطور نگاه مي‌كند!، من و تو چطور نگاه مي‌كنيم؟ نگاه اونها به افتادن حتي يك برگ از درخت چطوره؟ نگاه من و تو چطوره؟
خيلي‌ها در ابتدا که ازدواج می‌كنند نمي‌دانند چه مي‌خواهند. بعضي‌ها تنها به خاطر نام و يا شهرت طرف فكر مي‌كنند مي‌توانند خوشبخت بشن بعد وقتي در زندگي قرار مي‌گيرند، مي‌بينند نه اينطوري نميشه و هماني اتفاق می‌افته که نباید از اول صورت می‌گرفت. البته تعداد زیادی از شعرا، نويسندگان و دانشمندان هم خلق تمام آثارشان را مديون همسر، همدل و همسفرشان هستند و اگر غير از اين بود هرگز موفق نمي‌شدند که شاهد نمونه‌های زیادی در تاریخ بوده و هستیم
آره عزیز من، آنها از جانشان، از فكرشان و روحشان مايه مي‌گذارند تا يک دنيای بهتر بسازند ولي خودشان جز بدبختي و مشكلات چيزي عايدشان نميشه و اگر همه بشه در حد بخور و نمير است. همين نقاش هلندي كه الان آثارش، ميليونها دلار خريد فروش ميشه، تا زماني كه زنده بود هميشه گرسنه بود. چه سختيهاي كه نكشيد و چه گرسنگي‌هایی که تحمل نكرد و آخر سر هم در فقر مطلق مرد. ولي امروز اثارش جزء افتخار و ثروت دارندگان آن است. او يك پني نداشت، ولی حالا میلیونها دلار برای خرید آثارش می‌پردازند

3 Comments:

  • At April 13, 2006 8:52 AM, Anonymous دوست ماندگار said…

    مطلب زیبایی را نوشتی. البته در زندگی مشترک هیچ وقت نمیشه گفت که مقصر فقط یکطرف بوده است، به نظر من در ایجاد جدایی ها هر دو طرف مقصرند حالا یکی کمتر و دیگری بیشتر.
    اما اینجا سخن از کسانی است که با دیگران متفاوت می باشند. آنها اگر این تفاوت را در خودشان می بینند پس باید این را هم بدانند با هر کسی نمی توانند زندگی کنند
    و باید همسر و شریک زندگیشان هم متفاوت باشد . البته نمی دانم دلیل خاصی داشته است که آن را مختص فقط آقایان نوشتی و یا فقط من باب مثال.

     
  • At April 13, 2006 6:16 PM, Blogger رها said…

    دوست ماندگار من
    من اين قضيه را به زن و يا مرد تقسييم نكرده ام اميدوارم منظور گوياي اين مطلب باشد. چون شرايط براي هر دو يكسان است. و من فرقي بينشان نگذاشته ام
    پايدار باشيد

     
  • At April 19, 2006 9:35 AM, Blogger youssef said…

    سلام دوست عزيز. نمي دانم كي هستي و كجا هستي اما از ديدن اين وبلاگ بسي خوشحال شدم. ارادتمند يوسف

     

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home