رها

Wednesday, May 31, 2006

تاوان عاشقي


باز هم روزنامه اي بسته شد و روزنامه نگاراني زنداني. مثل اينکه ديواري کوتاهتر از روزنامه نگاران و نويسندگان توي اين مملکت پيدا نمي شود و اين قضيه با عمر روزنامه و روزنامه نويسی در ايران برابري ميکند
قضيه را همه خوب مي دانيد؛ چاپ کاريکاتور و اعتراضات هموطنان آذري زبان که بغضی ديرينه در سينه دارند.
ولي آيا واقعا اين تمام قضيه است؟ وقتي وزير اطلاعات دولت خاتمي مدتها قبل، بزرگترين چالش آينده را مسئله قوميت ها پيش بيني مي کند پس چاپ کاريکاتور مسئله اصلي نبوده بلکه تنها جرقه بوده و علت و بستر قضيه چيز ديگري است.

حتي اگر علت را هم چاپ کاريکاتور چاپ شده بدانيم باز هم اين قضيه در هر کشور ديگري اتفاق مي افتاد به طور قطع نتيجه اش زندانی شدن روزنامه نگاران و بستن روزنامه و بيکاری عده زيادی از اعضای روزنامه نبود بلکه جوابگو و زندانی کسان ديگری بودند که مسئوليت اصلی داشتند. به هر صورت اميدواريم که هر چه زودتر اين دو روزنامه نگار که جز عشق به حرفه شان هيچ سهمی ديگری از اين کار ندارند از پشت ميله هايی که خوبش هرگز وجود ندارد به آغوش خانواده هايشان بازگردند

3 Comments:

  • At May 31, 2006 6:02 PM, Anonymous بهرام said…

    رهای عزیز کاملا با تو موافقم و آنها خود هم می دانند که زندانی کردن روزنامه نگار و بستن روزنامه پاک کردن صورت مساله است . هموطنان آذری هم به گمانم بی تقصیرند که همیشه حق با توده مردم است.مشکل از جای دیگری بوده و هست.منتظر مطالب خوبت هستم تند و تند.

     
  • At June 01, 2006 4:22 PM, Anonymous Anonymous said…

    رضا
    زدانی کردن روزنامه نگاران وبستن روزنامه هیچ دردی را دوا نمی کند. اینها خودشان میدانند که به ته خط رسیدند . به قول معروف دیر و زود داره سوخت و سوز نداره

     
  • At June 30, 2006 7:48 AM, Anonymous امید said…

    سلام دوست عزیز
    من تازه با وبلاگ شما آشنا شده ام، وبلاگ خوبی دارید و خوب می نویسید.
    ولی چرا اینقدر دیر به دیر اپدیت می شوید.
    لطفا خودتا را به روز کنید.
    موفق باشید.

     

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home